دخترپسر:
در
عصر امروزی انکار رابطه بین پسرو دختر امری محال و دور از واقع بینی است.
چون
ارتباط دختر و پسر یک نیاز عاطفی و روانی است که برای بسیاری از جوانان این
ارتباط
و جلوگیری شدید از آن موجب بروز مشکلات بزرگ روانی شده است همچنین
تجربه
ثابت کرده است که کنترل افراطی در این شکل، موضوعاتی به نتیجه معکوس
را
عاید میکند. البته برخی از جوانان نیز افراط را در پیش میگیرند وتبدیل به افرادی
فاسد
میشوند که یک جامعه سالم سعی دارد انهارا از بدنه ی خود جدا سازد ومسلم
است
فردی که از جامعه مطرود باشد از هیچ جنایتی فرو گذار نمی کند. مسائلی
چون
وجود خلا عاطفی، مشکلات خانوادگی و عدم ازدواچ برای تمامی اقشار جامعه به این نیاز
دامن زده و انکار چنین ارتباطی را غیر ممکن ساخته است پس بهتر است
به
جای افراط یا تفریط، از راه خرد و آگاهی به این روابط جهت دهیم.
از
نظر روانشناسی مردان چون به لحظه می اندیشند، اگر با دختری وارد رابطه شوند
بسیار
راحت تر از او قادرند این ارتباط را قطع کنند، اما دختران هر رابطه را به قصد
تداوم
عشق و ایجاد زندگی مشترک برقرار میکنند، بنابراین به راحتی قادر نیستند
رابطه
ایجاد شده خود را قطع کنند، به زبان ساده یک دختر تنها زمانی خود را در اختیا
ر
فردی قرار میدهد که اورا همسر آینده خود تصور کنند.
دخترانی
که از این روابط شکست خورده اند، سرخورده میشوند وحس انتقام و تنفر از
مردان
را در خود تقویت میکنند که این خودسبب ناهجاری فردی و اجتماعی میشود
،
پس چاره چیست؟ این است که باید هم پسران و هم دختران به نگاه یک انسان درهم بنگرند
و ارزشهای انسانی را فدای خواسته های خود نکنند و بدانند هر
انسانی
دارای حریم و حرمتی است که شکستن این حریم و حرمت فرقه چندانی با
قتل
انسان ندارد. و همچنان که مرد را نیروی غریزه به سوی جنس مخالف میکشد،
نیروی
احساسات و عاطفه نیز زن را برای یافتن تکیه گاهی به سوی مرد می کشاند،
پس
مردان باید بیاموزند که از این احساسات سوء استفاده نکنند و زنان موقعیتی را
فراهم
نسازند که یک مرد ناچار باشد به ازدواج تن در دهد.
متاسفانه بسیاری از جوانان تصور میکنند که با
چند کلمه صحبت کردن با طرف مقابل
و
برقراری یک عشق مجازی، اجازه دارند تا مسئله ی ازدواج را مطرح کنند، در حالی
که این پندار
غلط است، چرا که هم طرح این موضوع وسیله ی اغفال میشود، و هم
اینکه
شناخت در مورد ازدواج دارای ابعاد وسیعی است که باید همه ی آن ابعاد مورد
بررسی
و تایید قرار گیرد تا امکان ساختن یک زندگی موفق فراهم شود، پس مهم
نیست
از چه راهی آشنا شویم، بلکه مهم این است که اصول کلیدی زندگی موفق را
در
نظر بگیریم وبرای تشکیل زندگی بر عشق های زودگذر و آتشین بسنده نکنیم، و
همچنین
لازم است که افراد در روابط خود با دیگران مانند یک فرد سرمایه دار ،همه
سرمایه
خودرا به چوب حراج نزنند و در ثانی خودرا چنان وابسته به این روابط نکنند که
در
صورت از هم پاشیدگی رابطه، ضربه ی روحی بزرگی بر آنها تحمیل میشود